.*.از روزهایی میگم که همیشه واسم برفی بوده روزهایی با دونه های بلوری سفید که همیشه دوستشون داشتم روزاتون برفی.*.
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
تعداد بازدیدکنندگان : 67890

New Page 1 افراد آنلاین: نفر


مستر بین Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 26 آبان ماه سال 1384
شانس دارم یا ندارم؟

میگم نکونه من این روزهای برفی رو درست کنم از اون طرف دوباره بلاگ اسکای جو بگیرش سیستم رو عوض کنه یعنی دیگه خیلی با مزده و زد حال خرابی میشهخندم گرفتنه انشاء ا... که از این جو گرفتگی ها بیرون اومده ..امیدوارم با تالار گفتگو حال کنید و کنتور یخی  مرسی از همه دوستان!!! ادامه دارد...


دوشنبه 23 آبان ماه سال 1384
چقدر هوا سرده اینجا!؟

بعد از مدتی یادم افتاد که پروانه قشنگم رو تنها گذاشتم دسریع رفتم دنبالش یه گوشه تنها نشسته بود خلاصه از حال و هوای روزهای برفی گفتم اونم پذیرفت و اومد امیدوارم از این روزها لذت ببره همچنین شما.و البته مواظب باشید سرما نخورید.


جمعه 20 آبان ماه سال 1384
روزهایم برفی است
بازم سلام اومدم بگم این ابر بزرگ آبی قشنگ کم کم داشت زشت و سیاه می شد که هوا خیلی سرد شده بود اون نور کمی هم که خورشیدم داشت دیگه از بین رفت هوا تاریک و تاریکتر شد که یه دفه صدای رعد و برقی من و از خواب بیدار کرد آره شب شده بود از پنجره بیرون رو نگاه کردم قطرهای بارون خودشو نو با ضربه به زمین میزدن صداشون توی گوشم میپیشید که میگفتن داره میاد داره میاد.... هوای اتاق اینقدرگرم بود که دوباره بخواب عمیقی رفتم وقتی بلند شدم  روز شده بود صداهایی میشنیدم که میگفتن: ما اومدیم ما اومدیم...!؟سریع از پنجره بیرون رو نگاه کردم نور شدیدی چشمم رو عزیت کرد خوب که نگاه کردم آره دونه های بلورین سفید برف بود که از آسمان خیلی خیلی آهسته خودشونو به زمین میرسوندند و از خورشید قشنگم گفتن که سلام میرسونه و ما دونه های سفید رو بجای خورشید قشنگت بپذیر منم خواسته اونها رو رد نکردم و پذیرفتم که <<<روزهایم برفی است>>> روزهاتون برفی

سه شنبه 17 آبان ماه سال 1384
ای روزهای آفتابی
سلام به همه دوستان خوبم امیدوارم شاد باشید با کارهایی که بلاگ اسکای در این روزهای کرده ضد حالی به قالب وبلاگ زده خوب چه میشه کرد باید باهاشون برقصیم  با اجازتون من هم اسم روزهای آفتابیم رو آبی کردم خوب دیگه حالو هوایی عوض میشه هوا سرد شده گرم بپوشید سرما نخورید.ادامه دارد...

پنجشنبه 12 آبان ماه سال 1384
به همین سادگی !!!

حرف زدن با عکس خیلی مزه میده نکته مهم اینجاست که من به عکسی که درست میکنم یه دیدی دارم و دیگری یه دید دیگه حرف همه به یک نکته خلاصه میشه اما طرز بیان خیلی متفاوته! مثلا اگر بخوام منظورم رو از این عکس بگم:اینکه آدم نباید به راحتی اعتماد کنه و یکی گفت من و تو اونم آره دیگه...(مثال بود) اعتماد بیجا منجر به رعد و برقی در روح و روان انسان وارد میکنه که آدم دچار افسرگی شدید میشه .(اعتماد از دید بعضی افراد همون دید مثبت و منفیه که باعث خطر های جبران ناپذیری شده)سخن رو کوتاه کنم و لپ کلام روبگم { اعتماد کنید نه به همین سادگی از روی فکر و منطق}پیشاپیش عید سعید فطر رو تبریک میگم نماز و روزه هاتون قبول حق التماس دعا  

دید و نگاهت رو بگو؟


   1      2    >>
عناوین آخرین یادداشت ها
 ایلیا کلمه ایست عبری ، که طبق گفته خود حضرت علی(ع) مسیحیان ایشان را به این نام می خوانند. روزی در زمان خلافت(!) ابوبکر راهبی به بلاد مسلمین آمد . سوالاتی از ابوبکر و عمر کرد نمیدانستند سلمان علی(ع) را معرفی کرد ... آن راهب از علی (ع) پرسید نام تو چیست ؟ علی (ع) فرمود : نام من نزد یهود الیا ، نزد مسیحیان ایلیا و نزد پدرم علی و نزد مادرم حیدر است ... (احتجاج طبرسی ، ج 1 ، ص 307و308 . نظیر این مطلب در الغدیر ، ج7 ص78 آمده است.). همچنین در زمان عمر سرزمین قدس به نام ایلیا خوانده می شد .

نام کاربری
عضویت در گروهم یاهو 360 پس از وارد کردن ایمیل بر روی عکس کلیک کنید